![]() |
![]() |
|
|
سلام عرض می کنم خدمت دوستان اشنایان اعم از دور، نزدیک. وسط راه و..... در کل چه طورید در این مدتی که شما رو تنها گذاشتم چه کردید؟ اصلا بهتون خوش گذشت ؟ می دونستم که خیلی بهتون سخت گذشته گریه وزاری بسه دوستان من دیگه برگشتم در این مدتی که وبم در حال انقراض بود من به قل خارجی ها بهم حالت home sick دست داده بود اصلا نمیدونید جه حالی بودا فقط همون خارجی ها می تونن تحملش کنن واما علت این جدایی این بود که هرچی ما صبر کردیم این بهرام جون یک حرکت cool به قول بازم خارجی ها از خودش نشون بده دیدیم خیر ....از این دیوار حرکت دید می شه ولی از این بهرام نه ..! گفتم ok …ok بهرام جون بازم بهم می رسیم خوب حالا ما یه دفعه اومدیم درمورد تو یه وب درست کنیم ها! اون وقت تو اصلا موقعیت رو درک نمی کنی خوب پسرم یه حرکتی از خودت نشون بده اصلا این چند وقته هیچ گونه حضوری در مطبوعات کشور نداشتی اخه چرا؟؟ اما خوب اشکالی نداره من خودم یه خبرهایی رو پیدا کردم .......چه کنیم دیگه ما اینیم !!! به من می گن زهرا نجف زاده ( تلمیحی از کامران نجف زاده ) خوب دوستان حالا وقت اون رسیده که بریم سراغ اخبار : داستان از این قرار که خوانندگان جان!! بهرام جون این چند وقته به طور مکرر دچار بد شانسی شده حالا توضیح می دم براتون چرا ؟( دوستان شش ماهه به دنیا اومدین؟!!) اولین بد شانسی بهرام جون مربوط به کار کارناوال مرگ است. اخرهای این کار به ناگه تهیه کننده محترم متوجه شده است که ای بابا الان کار تموم میشه من که پول ندارم بدم به این جیگرا ! چی کار کنم ؟ چی کار نکنم ؟ باز هم به طور کاملا ناگهانی اومد وگفت : اقایون وخانوما کار تا اطلاع ثانوی کار تعطیل می باشد به فرمایین خونه پول که اومد دستم خبر تون می کنم .از جواب دادن به هر گونه سوال هم معذوریم(بازیگران عزیز توجه کنید قبل ازعقد قرارداد حتما حساب بانکی تهیه کننده رو چک کنید تا این جوری توی خماری نمونین) . بهرام جون هم بی خیال این کار شد ورفت سر کار تردید بسیار شاد وخوشحال داشتن فیلمبر داریشون رو می کردن که وسط کار به ناگه ( گیر ندین کلمه دیگه ای به ذهنم نمی رسه ) کارگردان محترم گفت : اه یا شاید هم گفت اخ دقیق نمیدونم دلم .....عوامل اعم از پشت صحنه ، جلوی صحنه و.... اومدن ریختن رو سرش وبردنش بیمارستان تیریپ این طوری که دکتر من کارگردانم رو از تو می خوام نجاتش بده و نگران ومضطرب .....دکتر هم نه گذاشت ونه برداشت ،صاف و رک ، پوست کنده گفت: خون ریزی معده ....نبودین ببینین در این لحظه که بهرام جون این خبر رو شنید چقدر متاثر شد منم نبودم ولی مورخان نقل می کنن. خلاصه عوامل هم تیریپ معرفتی برادشتن وگفتن اقا تا وقتی که تو خوب بشی ما با هیچ کارگردانی قرار داد نمی بندیم. مورخان نقل می کنن که این گروه معروفن به گروه پطرس شاید هم ریز علی این رو هم دقیق نمی دونم می پرسم بهتون اطلاع می دم. خیالتون راحت من معمولا اطلاعات دقیق در اختیار خوانندگان جانم قرار می دم!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 21:14 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|